مؤلف مجهول
101
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
جلوس سلطان غياث الدين بن ركن الدين قلج ارسلان چون غياث الدين بر تخت گذشت ، از اول ماه رجب سنهء اربع و ستين و ستمايه تا اول خمس و ستين و ستمايه « 1 » ، يكسال روم آسوده بوذ . بعد از پانزدهم ماه صفر سنهء خمس و سبعين و ستمايه « 2 » فتنه و آشوب گوناگون از شرّيرآن و مفسدان واقع شد ، خصوصا در شهر قونيه از حد گذشته بوذ ، از فروگرفتن خانهاى [ خانههاى ] بزرگان و كشته شذن بزرگان و اميرآن . چون اول سنه خمس و سبعين در آمذ واقعهء اولاد خطير الدين و شوريدن ولايت روم واقع شد . آنچنان بوذ كه شرف الدين پسر خطير و سنان الدين پسر ارسلان طغمش و تاج الدين گيو « 3 » با لشكر روم و مغل در آقچه قرار كرده ، از شاميان نگاه مىداشتند . سلطان غياث الدين با اميران ديگر چون طرنطايى « 4 » و مجد الدين اتابك و صاحب اتراك و ضيا [ ء ] الدين برادر شرف الدين خطير و جلال الدين مستوفى « 5 » [ گ 27 آ ] و پسران نور الدين جاجا « 6 » با باقى اميران در قيصريه بوذند . شرف الدين پسر خطير و سنان الدين پسر ارسلان طغمش و تاج الدين گيو اتفاق كردند كه شب بر لشكر زنند . سنان الدين و تاج الدين باز به مغل خبر كردند . لشكر شب بقيصريه درآمد . شرف الدين چون دآنست بقيصريه آمذ . بيرون شهر فروذ آمد . برادرش ضيا [ ء ] الدين نزد او رفت . مردى بود صاحب رأى و تدبير ، چنانك پروانه از وى انديشه مىكرد و سلطان [ و ] امرا بيك جاى جمع شدند ، گفت كسى كه رآز [ سلطان ] خود را فاش كند جزاى او چه باشد ؟ باتفاق گفتند : قتلش واجب است . پس ضيا [ ء ] الدين سنان را و تاج الدين گيو را هر دو را كشت . سلطان را
--> ( 1 ) . 665 . ( 2 ) . 675 . ( 3 ) . فرمانده ولايت دانشمنديه بود . آقسرايى ، مسامرة الاخبار و مسايرة الاخيار ، ص 101 . ( 4 ) . طرنطاى يا طرنطايى . ( 5 ) . از امراى بزرگ سلاجقه روم بود كه در آغاز سلطنت غياث الدين كيخسرو منصب استيفاء داشت . ( 6 ) . نور الدين جبرئيل بن جاجا از امراء سلاجقه روم بود كه در عهد سلطنت ركن الدين قليج ارسلان اميرى قير شهر داشت . مدفن او نيز در قير شهر واقع است . آقسرايى ، مسامرة الاخبار و مسايرة الاخيار ، ص 75 .